پیام مدیرکل یونسکو، ایرینا بوکووا به مناسبت روز جهانی شعر

 
 (21 مارس 2010 میلادی)

هر زبان، شعرهای خاص خود را دارد و هر یک از افراد بشر کلید اشعار و شعرای زبان خود است. شعر، چه صورتی ساده داشته باشد و چه پر نقش و نگار، آنچه از تجارب انسانی را که تفسیر شدنی نیست، در خود دارد. شعر بیانگر آن چیزهایی است که بیان شدنی نیست: وجه مشترک راز و رمز انسانهاست.

در این روز جهانی شعر، در سال 2010، به یاد آوریم که شعر، قلمرویی جهانی است که انسانها در آن به ملاقات هم می‌آیند و این دیدار از طریق واژه‌هایی به همة رنگ‌ها، طنین‌ها و ویژگی‌های آوایی میسر می‌شود. واژگانی که صرف‌نظر از زبانی که در آن شکوفا شده‌اند، رو به سوی پرتوی والا دارند که ماهیت هر انسان است: کرامت هر انسان.

سال 2010 را سازمان ملل متحد، به عنوان سال جهانی تقارب فرهنگ‌ها نامگذاری کرده است و سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، نهاد راهبر و مسئول برگزاری رویدادهای آن طی این سال در نظام ملل متحد است.

به همین مناسبت و در چارچوب این نامگذاری که موجبات احیای عاری از تنش تنوع فرهنگی را فراهم می‌آورد و عامل بازسازی گفتگوی میان‌فرهنگی است، شعر نقشی فوق‌العاده ارزشمند دارد، زیرا رابطه‌ای منحصر به فرد ایجاد می‌کند که فرهنگ‌ها را در سطوح مختلف به هم نزدیک می‌کند، بی‌ آنکه پیامدهای این نزدیکی اهمیتی داشته باشد.

شعر، مجموعه‌ای است از پژواک‌های جهان ما. اما نیازمند آن است که بیش از پیش شناخته شود و به این منظور، نیاز به بررسی واقعی دارد به گونه‌ای که جایگاه خود را که در قلب زندگی است بازیابد.

 بنابراین لازم است بیش از پیش مدون شود، مطالعه گردد و ترجمه و چاپ شود. در برنامه جدید یونسکو برای 2010-2011 به نام «رابیندرانات تاگور، پابلو نرودا و ایمی سزار برای آشتی جهان»، سازمان مشوق کلیه ابزارهای میان‌رشته‌ای است تا شعر را بیشتر در دسترس همگان قرار دهد و با مساعدت قابلیت‌های این سه شاعر ارجمند بر تأثیرات شعر بیفزاید.


تنوع شعری، شکل دیگری از گفتمان را فراهم می‌آورد؛ به این معنا که کلیه افراد، در همه جای جهان احساسات و پرسش‌های مشابهی در ذهن دارند. این همان وجه آزادی ما انسانهاست، این همان چیزی است که به ما عنوان «بشر» می‌دهد. بنابراین ضرورت دارد که شعر از جایگاه به حق خود، در برنامه‌های آموزش کیفی برخوردار باشد.


از طریق دسترسی جهانی به شعر و شاعری است که جوانان از محفلی روان، ظریف و متمایز، قادر به درک «دیگری» می‌شوند. کشف شعری تازه، سفری است ماجراجویانه به دل، زبان احساسات و حساسیت‌های «آن دیگری»، فراتر از تفاوت‌ها و مرزهای جغرافیایی.


شعر، پژواکی فراتر از مکان دارد، که مرز یا محدودیت‌ نمی‌شناسد. وسیله‌ای است برای مکالمه و مکاتبه، محفلی برای دانش و کشف «دیگری». اجازه دهیم راهی نوین به صلح باز شود.

 

 

 

برگرفته از وبلاگ محمد آشنا عباس منش

 

/ 6 نظر / 17 بازدید
سید حامد احمدی

با ذکر ماجرایی از ایام ماضیه - بار دگر به روزم با "اعتراضیــــه"!

آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید بروز هستم - اگر فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید - موفق و سربلند باشید

محمدرضانوري زاده

سلام0پيام بسيار زيبايست 0صلح جهاني حق تمام بشريت است 0شعر خوب درد دل بشر براي رهايي ازگرفتاريهاست0