بغضی که نمی شکند

بسم الله الرحمن الرحیم

امسال از نمایشگاه کتاب دقیقا ۵۷ جلد کتاب شعر خریدم که بهترین شون "بغض دیر سال من" از سید صابر موسوی بود  و بدترین هاشون الی ماشالله ... تقریبا ۴۰ تا از این ۵۷ تا از نظر فضاحت بدجوری با هم رقابت داشتن...

البته مجموعه های خوب دیگری هم بودن مثل کتاب های علیرضا بدیع اما بغض دیر سال من از چند جهت خیلی چشمم رو گرفت

۱. زبان بسیار تندرست و پخته و خوش بافت غزل ها

۲.ساختار بسیار معتدل و قوی 

۳. عنصر اندیشه که با وجود حضور بسیار پر رنگ هرگز به شعریت لطمه نزده

۴.عکس روی جلد که به خوبی نمایانگر این بغض دیر ساله و هرچی هم صبر می کنیم نمی شکنه و این که  این عکس دقیقا مثل خود صابر موسوی ساده و بی ادعاست. نه ژست های آنچنانی -که معمولا رو جلد کتاب ها می بینیم-  گرفته و نه از هیچ حربه ی دیگه ای برای جلب توجه استفاده کرده

و اما ایرادی که من به این کتاب وارد می دونم کمیاب بودن  تغزل امروزی در شعر هاست هرچند خود صابر هم  چندان امروزی نیست

در مجموع من معتقدم "بغض دیر سال من" در کنار گریه های امپراتور قوی ترین مجموعه های غزل در دو سه دهه ی اخیر هستند و اما چند غزل از این مجموعه

۱.

از خیر بازگشت به ساحل گذشته است

موجی که از کران مقابل گذشته است

مثل نسیم هستی‌اش از رفتن است موج

کار از «سلوک» و«سیر منازل» گذشته است

تا صخره دل سپرد به موجی که می ‌رسید

یک باره دید ای دل غافل گذشته است

دریا! چه سود از این همه دست نوازشت

دیریست آب از سر ساحل گذشته است

دریا... دلی که با شفق از خون خود گذشت

امشب خدای من چه بر این دل گذشته است

 

 2.

کو همدمی به غیر تو، کو جز تو همنفس

هرگز ندیده اشک مرا جز تو هیچ‌کس

مژگان به هم فشردم و بستم به اشک راه

در راه سیل سد شده یک مشت خار و خس

گفتی چه امن عیش که محمل نبسته‌ای؟

دیریست بار بستم و لال است آن جرس*

آتش به تار و پود وجودم زد این سکوت

ای ساز بینوا تو به فریاد من برس

لبیک گفت و آمد و لب بر لبم گذاشت

آنقدر ناله کرد که افتادم از نفس

*"مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

جرس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها"

حافظ

۳.

باغ‌ها در خویش می‌خواهند مدفونم کنند

تا درختان هم‌ چو یاران پنجه در خونم کنند

کاش در باغ زمین هم میوه ممنوعه بود

بلکه آدم‌ها از این ویرانه بیرونم کنند

عشق نایاب است اینجا گرچه لیلی‌های شهر

با فریب رنگ می‌خواهند مجنونم کنند

بگذر از خیر حسابم با کرام‌الکاتبین

امر کن فکری به حال زار اکنونم کنند

گوشه ویرانه‌ام امشب درختی سبز شد

باغ‌ها در خویش می‌خواهند مدفونم کنند

 

 

 

۴.

دیگر چه می خواهید از جانم ای بغض های خشک بی درمان

دست از سرم یک ناله بردارید شاید ببارد یک نفس باران

یک عمر جان کندیم و حاصل هیچ ، هر روز و شب جز دور باطل هیچ

تقدیر "الا ما سعی" را برد ، ماندست تنها "لیس للانسان"

هر روز طوفان می شوم در خویش ، من گرد بادی بی سر انجامم

من چیستم ؟ یک جسم سر در گم ، من کیستم ؟ یک روح سر گردان

من چیستم ؟ هم عشق و هم نفرت ، من چیستم ؟ هم نور و هم ظلمت

آمیزه ای از وحدت و کثرت ، من شاعرم ، هم کفر و هم ایمان

یک روز کافر می شوم کامل ، یک روز دیگر عارفی واصل

دستی به دامان خدا دارم ، دستی دگر بر گردن شیطان

جان می کنم در انزوایی سرد ، حق داشتی ای مرد ای هم درد

حق داشتی هرگز کسی نشناخت شاعر مرا زین خیل بی دردان*

      *" شاعر تو را زین خیل بی دردان کسی نشناخت "

حسین منزوی

 

۵.

این شعر را برای سنگ قبرم سروده ام :

از خانه های پیش قدری نمورتر

یک خانه جدید یک عمر دور تر

بی تو در این اتاق دنیای ساکتم

هم خسته تر شدست هم سوت و کور تر

از کودکی لجوج در قهر مادرش

هم ناتوان ترم هم پر غرور تر

بر این اتاق تنگ سقفی گذاشتند

مثل دل تو سنگ اما صبور تر

یک خانه بی فروغ یک دست بی چراغ

هم چشم های من هم چشم گور تر 

 

۶.

ماه امشب کامل است و آسمان گیسوی او 

سیزده شب ماه ها در آرزوی روی او

ماه معصومم اگرچه رو گرفت از چشمه ها

از ورای ابرها هم می رسد سوسوی او

پشت پلکم خم شد از این غم که عمری چشم من

بر تمام خلق رو انداخت الا روی او

چشم طماعی ندارم گرچه ماهم کامل است

قانعم حتی به یک دیدار با ابروی او

گاه خورشید آرزو دارد که شب روشن شود

تا زمین یک دم ببیند ماه را پهلوی او

۷.

ساقی من! این منم تکیده ترین تاک

از تبر مست نا امید شدم پاک

دست به دامان ابر ها شدم امشب

صاعقه ای کاش راحتم کند از خاک

ساقی من! تا کجا به خویش بپیچم

درد کمی نیست بی نصیبی از افلاک 

هیچ امیدی به التیام ندارم

اشک مریزید پای این تن صد چاک

خون دلم را به شیشه کرد زمانه

بار خدایا! منم! تکیده ترین تاک

۸.

بس کن عذاب را که گنه کار اگر منم

آن کس که سوخت هستی اش از خشک و تر منم

بر دوش خویش می کشم این چرخ پیر را

کوری که شد عصا کش کور دگر منم

بشنو مرا -خلیفه ی از ملک خسته را-

آنکس که داد می زند "این المفر" منم

"گویند سنگ لعل شود در مقام صبر"*

آن سنگ صبر پیشه ی خونین جگر منم

گفتم که جان من به لب آمد در این فراق

گفتی اگر تو جان به لبی جان به سر منم 

*"گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود"

حافظ

منبع www.ghazaliyat.blogfa.com

/ 11 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بامدادامید

خوش به حال شما که نمایشگاه رفتید خوش به حال شما که کتاب خریدید خوش به حال من که شما می آیید با احترام دعوت هستید به کمک لطفا

حريم يار

روزی مجنون از سجاده شخصی عبور کرد... مرد نماز را شکست و گفت: مردک! در حال رازونیاز باخدا بودم ، تو چگونه این رشته را بریدی!!؟ مجنون لبخندی زد و گفت: من عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم... تو عاشق خدایی و مرا دیدی!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

علي مظفر

درود باريك‌بيني و رواني گفتارت ستودني است. زيبابين باشيد و نقاد. دل،خسته غمین و هاج و واج افتاده‌ست نومیــــد نشســـته، لاعــــلاج افتاده است دیگر نرســــد پیـــــــام از جانـــــب دوست گویا که در آن مسیر کاج افتاده است** با دو استكان رباعي آماده پذيرايي از شما مهربان شاعر خواهم بود. بدرود

علي شيرازي

«دوستت دارم» سهم هر روز دريا؛ از نگاه‌هاي من... *** وقت لمس نفس‌هايت چه باشكوه به پيشواز مي‌آيد قلب من ... (دعوتيد)

بازاریاب

دوست عزیز سلام اگر تمایل دارید مدیریت قوی تری بر وبلاگ خود داشته باشید،امکانات بیشتری به مخاطبین خود ارائه نمایید و یا یک گام بزرگ برای ورود به دنیای وب مستران بردارید ما توصیه می کنیم همین امروز از امکانات رایگان ارائه شده توسط تیم اندیشه ی برتر نهایت بهره را ببرید و با تبدیل وبلاگ خود به وب سایت خواسته های خود را محقق کنید. هم اکنون اقدام کنید و از امکانات دامین و هاست رایگان برخوردار شوید http://designer.moshakhasat.com همچنین در صورتی که تمایل دارید از طریق وبلاگ خود کسب درآمد کنید آدرس زیر را نیز حتما ملاحظه بفرمایید http://www.moshakhasat.com/index.php?route=information/information&information_id=9 با تشکر 1345424101.73

موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 556037638

افشین مجاهد

سلام .نظر زیابی شما را با ان دقت و ظرافتی که در کارها میدیدید خواندم. خوشحال میشم در باره کارای خیلی ضعیف من هم نظری بدید. باشد که کمک کند مرا در کارهای اینده ام. البته قبلا به خاطر اماتور بودنم عذر خواهی میکنم با تشکر

شاهین شکیبا

با نخستین سلام امیدوارم که دعوت من رو برای خوندن یه شعر طولانی بپذیرید . امیدوارم که با "حرف زدن با یکدیگر" یه پنجره ی تازه رو ، رو به افق های سخاوتمند شعر باز کنیم . با احترام/شاهین شکیبا [گل]

فرید

با عرض سلام و خسته نباشید از ظاهر وبلاگتان این طور به نظر می رسد که برای آن زحمت کشیده اید ما هم می خواهیم شما را در این زمینه یاری برسانیم شما یقینا محدودیت هایی که یک وبلاگ دارد را به خوبی می دانید با این حال بد نیست مجددا آنها را با هم مرور کنیم: وجود یک تبلیغ ناخواسته و نامربوط با محتوای وبلاگ محدودیت در قالب های وبلاگ نداشتن فضای مناسب برای قرار دادن فیلم و عکس و فایل و ... سخت بودن افزودن یک امکان ساده، مانند نظرسنجی،آمارگیر جدید و ... عدم پشتیبانی از امکانات پیشرفته تر با این حال راهی ساده برای حل تمامی این مشکلات وجود دارد تبدیل وبلاگ به سایت به آدرس سایت مراجعه کنید و مراحل را دنبال نمایید و ظرف 24 ساعت از تمامی این مشکلات برای همیشه خلاصی پیدا کنید موفق باشید 2021341170

kjg

خیلی هم تعریفی نبودند جیگر؟